جستجو

تماس با ما

جهت تماس با نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در امور دانشجویان ایرانی خارج از کشور از شماره تلفن های زیر استفاده نمایید :

 

021-66977001
021-66977002
021-66467700

درباره نهاد




براساس دستور رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت ا... خامنه‌اي مدظله‌العالي در تاريخ 1385/4/7 براي تحقق اهداف مقدس جمهوري اسلامي در حوزه دانشجويان و استادان ايراني خارج از كشور، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در اموردانشجويان ايراني خارج از كشور تشكيل شد.

هر چند قبل از اين رهبر معظم انقلاب اسلامي دو نفر از صاحبنظران را به عنوان نماينده خود در امور دانشجويان ايراني اروپا و آمريكا و امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه منصوب و سالهاي متمادي با دانشجويان از نزديك ارتباط داشته‌اند اما به دليل ضرورت سياستگذاري واحد، و پيگيري نظامند مسائل دانشجويان و بالا بودن حجم امور اجرايي اين مجموعه تشكيل شد كه برخي از اهداف آن به شرح ذيل مي‌باشد:

1-    توسعه و تعميق آگاهي‌ها و علائق اسلامي دانشجويان و تبيين ارزش‌هاي اسلامي.

2-    ايجاد و گسترش فضاي معنوي و اسلامي در بين دانشجويان و رشد فضائل اخلاقي.

3-    افزايش دانش و بينش سياسي در ميان دانشجويان.

4-    حمايت و هدايت فكري تشكلهاي اسلامي دانشجويي.

5-    پاسخ به شبهات و تقويت باورهاي ديني دانشجويان.

6-    فراهم نمودن زمينه‌هاي ارتباط علمي روحانيون با دانشجويان.

7-    افزايش تعلقات ملي و انقلابي دانشجويان.


اركان نهاد

عاليترين ركن نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور شوراي سياستگذاري نهاد است كه مهمترين وظيفه آن تصويب سياستها و خط مشي‌هاي ستاد و نظارت بر حسن اجراي مصوبات شورا مي‌باشد و اعضاي آن عبارتند از:

1-    معاون ارتباطات بين‌الملل دفتر مقام معظم رهبري (رئيس شورا)

2-    نمايندگان ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني خارج از كشور

3-    رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

4-    رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاههاي كشور

5-    رئيس بنياد ملي نخبگان

6-   رئيس سازمان ملي جوانان

7-    دو نفر از شخصيت‌هاي برجسته و آشنا به مسائل دانشجويان خارج از كشور.

دومين و محوري‌ترين ركن نهاد، نمايندگان ولي فقيه هستند كه در حال حاضر حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر اژه‌اي نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني اروپا و حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي نظام‌زاده، نماينده محترم ولي فقيه در امور دانشجويان ايراني آسيا و اقيانوسيه حضور دارند.

سومين ركن نهاد كه به عبارتي ركن تشكيلاتي، اجرايي نهاد مي باشد، دبيرخانه نمايندگي مقام معظم رهبري است، كه با هدايت نمايندگان مقام معظم رهبري وظيفه اجرايي كردن مصوبات شوراي سياستگزاري نهاد را بعهده دارد و توسط رئيس شورا منصوب مي‌شود. نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري داراي دو معاونت فرهنگي اجتماعي و پژوهشي اطلاع رساني است.


وظايف معاونت فرهنگي اجتماعي

1-    كمك به برگزاري همايش‌هاي فرهنگي و علمي

2-    اعزام سخنران براي جلسات و مناسبات

3-    اعزام مبلغ براي مناسبت‌هاي اسلامي و ملي.

4-    حمايت مادي و معنوي از فعاليت‌هاي تشكل‌ها و انجمن‌هاي علمي دانشجويي.

5-    شناسايي دانشجويان متدين و فعال فرهنگي و كمك به تحصيل آنان در خارج از كشور.

6-    تداوم ارتباط و حمايت از دانشجويان فارغ‌التحصيل جهت استفاده بهينه از تخصص آنان در كشور.

7-   ايجاد زمينه مشاركت دانشجويان در برنامه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي سراسري دانشجويان از قبيل جشن‌هاي ازدواج دانشجويي، عمره دانشجويي، مسابقات قرآن و نهج‌البلاغه و ...

8-    زمينه سازي ارتباط دانشجويان جهان اسلام.

9-     برگزاري اردوهاي فرهنگي، سياسي و علمي براي دانشجويان و خانواده آنان.

10-   زمينه‌ سازي براي دانشجويان داراي انگيزه ديني براي انجام فعاليت‌هاي اسلامي

11-   ايجاد بسترهاي مناسب براي افزايش تعلقات ملي و انقلابي و روحيه خدمت به كشور.



وظايف معاونت پژوهشي و اطلاع رساني

1-    راه اندازي پايگاه اطلاع رساني ويژه دانشجويان ايراني خارج از كشور.

2-    راه اندازي نشريه ويژه دانشجويان خارج از كشور

3-    برگزاري همايش‌هاي تخصصي متناسب با نيازها با مشاركت دانشجويان.

4-    پاسخ به سوالات دانشجويان و ارايه مشاوره در زمينه‌هاي فرهنگي-سياسي- اعتقادي با استفاده از ابزارهاي مناسب از قبيل درج پاسخ در پايگاه اطلاع رساني با سيستم پاسخگويي آف/آن لاين، انتشار كتابچه‌هاي ويژه پرسش و پاسخ و ...

5-    انجام مطالعات استراتژيك، بنيادي، نياز سنجي و نگرش سنجي جامعه دانشجويي خارج از كشور

6-    انجام پژوهش‌هاي لازم و تامين محتوا براي فعاليت‌هاي تبليغي دانشجويان در خارج از كشور.

7-    شناسايي و تقدير و جذب دانشجويان نخبه خارج از كشور.

8-    بررسي اوضاع فرهنگي- اعتقادي و سياسي دانشجويان خارج از كشور.

9-    اطلاع رساني پيرامون پيشرفت‌هاي علمي كشور به دانشجويان خارج از كشور.

چگونه شغل مناسب خودتان را انتخاب كنيد؟00 نظر

چگونه شغل مناسب خودتان را انتخاب كنيد؟
قسمت اول؛ معیارهای انتخاب مسیر شغلی و بهترین کیفیت زندگی

 

ترجمه مقاله پرطرفدار  How to pick a career (that actually fits you) منتشر شده از سایت رسمی waitbutwhy

تیم مترجمین : اناهیتا مهرپرور، پریسا خرم، بهار علیپور

مقدمه‌ی مترجمین: اين مقاله وقتی به ما توصيه شد که تازه در مقطع ارشد رشته‌ی ام بی ای دانشگاه ام ای تی پذیرفته شده بودیم و در مقطعی بودیم که شروعی تازه را پيش رو داشتیم، شروعی که به ما اين اجازه رو مي‌داد که هر شغلی رو انتخاب کنیم؛ انتخاب از بین هزاران گزینه مختلف خوب

می‌توان گفت این مقاله به ما کمک موثری کرد و مطمئنیم برای همه‌ی شما نیز مفید و تاثیرگذار خواهد بود.

ترجمه اين مقاله بالغ بر يک سال طول کشيد و حداقل بيست نفر در اين مسير ما را همراهی کرده و یاری رساندند؛ بسیار امیدواریم این مقاله در انتخاب مسیر آینده شما مفید باشد.

 

«بهترین آینده رو برای خودتون بسازید»


بخش اول؛ مسیر شغلی

مسير زندگی شما تا امروز 

اغلب برای ما انسان‌ها، دوران كودكي مانند يك رودخانه است و ما همانند بچه قورباغه‌ای شناور درون آن هستيم. 

مسیر بچگی انسان ها در کودکی  

ما اين رودخانه را انتخاب نكرديم، بلکه ناگهان بيدار شديم و متوجه شديم كه در مسيري، كه توسط والدين ما، جامعه و موقعيت ما انتخاب شده، قرار داريم و هم‌اکنون در این رودخانه در حال حركت هستيم. 

قوانين رودخانه، طریقه شناكردن ما و اينكه بايد چه اهدافي داشته باشيم، به ما ديكته شده است. وظیفه ما در اين دنيا، فكر كردن درباره‌ی مسيري كه در آن قرار داريم، نيست؛ بلكه موفق شدن در اين مسير است که حتی اين موفقيت نیز براي ما تعريف شده و گاها به انتخاب ما نبوده‌ است. 

اغلب برای ما، رودخانە‌ی كودكي به تالابي به نام دانشگاه ريخته مي‌شود. ما ممكن است بتوانيم بگوييم كه به كدام تالاب وارد شده‌ايم، اما در نهايت، تالاب‌هاي دانشگاهي تفاوت‌ زيادي با یکدیگر ندارند. 

در اين تالاب، ما فضاي نسبتا بيشتري براي تنفس داريم؛ نوعي آزادي كه به ما این اجازه را مي‌دهد تا بیشتر به علايق واقعيمان فكر كنيم. بنابراين، در این هنگام ما شروع به انديشيدن می‌کنیم و نگاهی به اطراف تالاب مي‌اندازیم؛ آنجاست كه دنياي واقعي شروع مي‌شود؛ آنجاست كه قرار است باقي عمرمان را بگذرانيم. اين رخداد، معمولا احساسات مختلفي را در ما ايجاد مي‌نماید. 

تالاب دانشگاه - مسیر زندگی انسان 

 مانند:

«زندگي بسیار سخت است! و من بسیار روحيه‌ی لطيفي دارم!» 

«نكند همه بفهمند که من چقدر انسان بدجنسی هستم!» 

«براي يك ماجراجويي آماده‌ هستم!» 

«احساس مي‌كنم قرار است يك كار فوق‌العاده انجام بدهم!» 

«زندگي من بمانند يك مرواريد ارزشمند و پاک است!» 

«هيچ كس درباره‌ی بيمه‌ی سلامت با من صحبت نکرده‌است!» 

.... 

بالاخره، ٢٢ سال بعد از بيدارشدن در این رودخانه‌ی پویا، ما از تالاب به بيرون پرتاب مي‌شويم و اینجاست که دنيا به ما مي‌گويد كه بايد برويم و زندگي خود را بسازيم. 

برو و مسير زندگی خودت را شروع كن!

 در اين ميان، ما با چند مسأله روبه رو مي‌شويم! اول اينكه در آن لحظه، شما هنوز كمي بي‌تجربه و ناآگاه هستيد و هنوز چیز زیادی نمي‌دانيد.

- « من نمیتوانم هيچ كاري انجام بدهم! هيچ ارتباطاتي ندارم و حتي نميدانم چه طور باید پول بدست بیاورم!» 

- «بله» 

- «شما خيلي غيرقابل تحمل هستيد. آه، مثل شما بودن بايد خيلي ناپسند و مزخرف باشد!» 

لیکن قبل از اينكه شما حتي بتوانید به بي‌خاصيت بودنتان بپردازيد، يك مشكل بزرگ‌تر وجود دارد؛ راهی که پشت سر گذاشتید ديگر به پایان رسیده ‌است و «بازگشت» امکان پذیر نیست. بچه‌هاي دانشكده مانند كارمندان شركتي هستند كه شخص ديگري مدير آن است؛ اما هيچ كس در دنياي واقعي مدير زندگي يا مسير شغلي شما نيست؛ هيچ كس جز خود شما! و شما تمام زندگي خود را به گونه‌ای سپري كرده‌ايد كه در آن شاگرد اول باشيد! ولی در واقعیت گویا هيچ وقت مديريت زندگي خود را بر عهده نداشته‌اید و این کار را تجربه نکرده‌اید. تا امروز، شما فقط مسئول تصميمات كوچك بوديد؛ مواردی مانند اين كه «چگونه يك دانش آموز موفق باشم؟» ولي حالا، ناگهان يك كليد بزرگ در دست خود دارید و بايد به سؤالات بزرگي از قبیل «من چه کسی هستم؟» ،«چه چيزهايي در زندگي ارزش دارند؟» و «چه انتخاب‌هايي بر سر راه من قرار دارند و كدام راه را بايد انتخاب كنم؟» و «اصلا چطور يك مسير براي خود بسازم؟»، پاسخ بدهید. 

هنگامی كه ما از مدرسه یا دانشگاه فارغ التحصیل مي‌شويم، راهنمایاني كه ما تا به اینجا به آن‌ها تكيه و عادت كرده بوديم، در یک لحظه از ما جدا می‌شوند و ما درست همان جا مي‌ايستيم؛ بدون هرگونه ايده‌اي برای اینکه متوجه شویم چه طور ادامه دهيم.... 

بدین ترتیب، زمان مي‌گذرد و ما در نهایت در يك مسير قرار مي‌گيريم و آن مسير به داستان زندگي ما تبدیل می‌شود. در انتهای زندگيمان، زمانی که به عقب برمي‌گرديم و به اين نگاه می‌کنیم که چطور همه چيز اتفاق افتاده‌است، مي‌توانیم داستان زندگي خود را مرور کنیم. 

وقتي دانشمندان درباره‌ی احوال مردم و احساسات آن‌ها نسبت به زندگيشان در آخرین روزها و ساعات قبل از مرگشان مطالعه مي‌كنند، معمولا متوجه مي‌شوند كه اغلب اين افراد، در این دوران پشيماني‌هاي جدی را تجربه مي‌كنند. من فكر مي‌كنم بسياري از آن پشيماني‌ها به اين دليل هستند كه ما در دوران كودكي، براي ساختنِ مسير زندگيمان آموزش نديده‌ايم و بيشتر ما، حتي در بزرگسالي هم هنوز در ساختن «مسير»، پیشرفتی نکرده‌ایم. اين مسئله بسياري از مردم را تشويق مي‌كند تا برگردند و به مسيري كه طي كرده‌اند، نگاه كنند. ممكن است آن مسير با توجه به اينكه آن‌ها كه هستند و در چه جايي زندگي كرده‌اند، واقعا معنايي نداشته باشد.  

اين نوشته دربارۀ ساختنِ مسير است! بياييد همه با هم ٣ دقيقه سكوت كنيم و به مسيري كه هم‌اکنون در آن قدم برمي‌داريم، بیندیشیم. متوجه شویم به كجا می‌رویم تا مطمئن شویم مسيرمان بامعنا و هدفمند است!...

2. آشپز و سر آشپز (يک يادآوری از نوشته‌های قبل نویسنده)

قبلا درباره‌ی تفاوتِ مهم «استدلال از منشأ» و «استدلال از تشبيه» يا آن چه كه من آن‌ها را «سرآشپز» و «آشپز»بودن می‌نامم، صحبت کرده‌ام. از زمانی كه این متن را نوشتم، اين تفاوت را همه جا متوجه می‌شوم و در مورد آن حدود دو ميليون بار در زندگي خود فكر كرده‌ام. ايدۀ اصلي به این شکل است: «استدلال از منشأ» يعني مانند يك دانشمند دليل آوردن. در اصل از هر نكته و نظري که دریافت می‌کنید، استفاده مي‌كنيد تا به نتيجه برسيد؛ درست مانند سرآشپزي كه با مواد خام بازي مي‌کند تا بتواند با استفاده از آن ها غذاي خوبی درست کند. در اين بازي، در نهايت سرآشپز يك دستور پخت جديد می‌نویسد. 

استدلال ديگر، استدلال از تشبيه، زماني اتفاق مي‌افتد كه به همه چیز درست همان گونه كه هستند نگاه ‌كنيد و همانطور نیز، تكرارشان كنيد؛ و شايد با كمي تغييرات كوچك. همانند آشپزي كه از دستور پختي كه قبلا نوشته شده‌است، استفاده مي‌كند. 

آشپزي كه كلمه به كلمه و خالصانه كپي مي‌كند و سرآشپزی که كاملا مستقل و مخترع است، در حقیقت هر دو سر انتهاي يك طيف هستند. شما در هر بخش از زندگیتان، بايد استدلال داشته باشيد و درهرجايي از اين زنجيره كه قرار دارید باید یک تصميم بگيريد. شیوه‌ی استدلال شما، می‌تواند مثل يك سرآشپز يا مثل يك آشپز باشد: ساختن در مقابل كپي كردن؛ نوآوري در مقابل مطابقت. 

سرآشپز بودن، زمان و انرژي عظيمي از ما مي‌گيرد؛ كه البته بي‌دليل نيست؛ چون قرار نيست شما چرخي را دوباره بسازيد؛ بلكه قرار بر این است که از اول آن را اختراع کنید. ساختن راهی براي نتيجه گيري، مانند حركت كردن در جنگلي اسرار آميز با چشمان بسته است که انسان را در آزمون و خطا، هميشه با شكست‌هاي فراوان رو به رو مي‌کند. آشپز بودن در واقع بسيار راحت‌تر و مطلوب‌تر و خوشايندتر است. در مقابل در اکثر مواقع، سرآشپز بودن وقت بسيار زيادي را طلب می‌کند و ارزش مالی بیشتری هم دارد، زیرا زمان در كرە‌ی زمين ناياب و ارزشمند است.

هم‌اکنون، من یک شلوار جين پوشيده‌ام و به همراه آن يك تيشرت گشاد، ژاكت و كفش آل بِرد، به این دلیل که من سعي مي‌كنم مانند بقیه اطرافیانم باشم. در زندگي، من به مردمي نگاه كردم كه به من شبيه بودند و من هم، لباسي شبیه به لباس‌هایی که آن‌ها می‌پوشند، خريده‌ام؛ و البته، به نظر من این کاملا طبیعی است چون لباس‌ها براي من مهم نيستند. این‌ لباس‌ها، آن چيزهايي نيستند كه من با پوشیدنشان شخصيتم را نشان دهم؛ بنابراین در این بخش از زندگی مي‌توانم يك آشپز باشم. اما بخش‌هايي در زندگي وجود دارد كه بسيار بسيار مهم هستند؛ درست مانند زمانی كه انتخاب مي‌كنيد چطور زندگي كنيد، يا چه نوع دوست‌هايي انتخاب كنيد، يا زمانی كه تصميم مي‌گيريد با كسي ازدواج كنيد یا بچه‌دار شوید و یا اينكه چطور فرزند خود را تربیت كنيد، و هنگامی كه تصميم مي‌گيريد اولويت‌هاي زندگيتان را به ترتيب مشخص كنيد.

«انتخاب مسير شغلی» قطعا يكی از آن موارد بسيار مهم است. بياييد با دلايل واضح برایتان چرایی این مسئله را توضیح دهم: 

زمان: براي اغلب ما، يك شغل (با در نظر گرفتن زماني كه فکرمان مشغول کارمان هست)، حدودا بين ۵۰،۰۰۰ الي ۱۵۰،۰۰۰ ساعت از عمرمان را می‌گیرد. 

در حال حاضر، يك عمر طولاني انسان حدود ۷۵۰،۰۰۰ ساعت است. هنگامی که دوران كودكي را از آن كم كنيد، (۱۵۰،۰۰۰ ساعت)؛ همينطور آن بخش از بزرگسالي كه در حال خوابيدن، خوردن، ورزش كردن يا مراقبت كردن از خانه‌اي هستید كه با تمام بالا و پايين‌هاي زندگي در آن زندگي مي‌كنيد(۳۲۵،۰۰۰ ساعت) را نیز کم کنید، ۲۵۰،۰۰۰ ساعت مفيد در بزرگسالي برایتان باقي می‌ماند. پس يك شغل معمولي حدود ٢٥ تا ۵۰ درصد از وقت با ارزش بزرگسالي شما را در بر می‌گيرد، بنابراين، مسئله ای نيست كه تصمیم بگیریم در آن یک آشپز باشيم. 

كيفيت زندگی: شغل شما بر ساعاتي كه كار نمي‌كنيد هم تأثير بسياري دارد. براي ما كه هنوز به اندازه‌ی كافي درآمد نداريم، ازدواج نكرده‌ايم و ارثي  برایمان به جا نمانده‌است، شغل ما، دو برابر بقيه افراد، نيازهاي ما را برطرف و تأمين مي‌كند. يكي ديگر از مشخصه‌هاي شغلي شما اين است كه نقش بزرگي در تعيين كردن محل زندگي شما، منعطف بودن زندگيتان، وقت خالي و حتي گاهي ازدواج شما دارد.  

اثرگذاری: علاوه بر اين كه شغل شما نشان دهنده اين مسئله می‌باشد كه شما چگونه بيشتر زمان خود را مي گذرانید، شغل شما پشتيبان زمان بيكاري شما نیز هست، در واقع شغل شما بيش از سه برابر، اثرگذاري شما را تحت تأثير قرار مي‌دهد. زندگي هر انساني، زندگي هزاران نفر ديگه را در هزاران نوع مختلف تكان مي‌دهد و تمام آن هزاران نفري كه شما بر آن‌ها تأثير گذاشته‌اید، هركدام بر هزاران نفر ديگر تأثير مي‌گذارند. ما نمي‌توانيم اين اثرگذاري را امتحان یا اندازه‌گیری كنيم؛ اما من مطمئنم اگر فردی را انتخاب كنيد و هشتاد سال به عقب برگردانید و به عنوان يك نوزاد او را در سطل زباله بیندازید و دوباره به زمان حال برگردانید، بي نهايت تغییر خواهيد‌ ديد .همه زندگي‌ها تأثير بسیاری بر این جهان و آينده دارند، اما تأثيري که شما بر جهان می‌گذارید تماما تحت كنترل شماست و بستگي به ارزش‌های شما در زندگي و جايي كه انرژي خود را صرف می‌کنید، دارد. به هر صورتی كه مسير شغلي شما در نهايت شكل بگيرد، جهان از آن تأثير خواهد‌گرفت. 

هويت: در زمان كودكي، افراد متعددی در ارتباط با مسير شغلي آينده ما از ما پرسش می‌کنند؛ با اين سؤال كه «دوست داريم در آينده چه كاره بشويم؟» هنگامی که بزرگ مي‌شويم و رشد می‌کنیم، با صحبت كردن درباره‌ی شغلمان، در واقع از هويت خود صحبت مي‌كنيم. ما نمی‌گوییم: من با قوانين كار مي‌كنم؛ بلکه مي‌گویيم: من يك وكيل هستم. البته، اين يك راه ناسالم براي فكركردن درباره مشاغل است؛ اما با توجه به جوامعي كه ما امروزه در آن‌ها زندگي مي‌كنيم، شغل يك فرد نشان‌دهنده شخصيت آن فرد می‌باشد؛ كه به نوعي یک مسئله بسیار مهم است. 

پس بله! مسير شغلي شما مانند ژاكت مزخرف من نيست؛ واقعا و عميقا بسيار مهم می‌باشد! اينگونه كه «كاملا مطمئن باشید كه بايد براي انتخاب شغلتان يك سرآشپز باشيد». احتمالا در اين بخش متن، نقشه شغلي شما باعث معرفي ما به شما شده‌است. من نميدانم دقيقا برنامه‌های شما چه چیزهایی هستند؛ اما به احتمال زياد جايي در قسمت آبي تصوير زير هستيد: كه به این معنیست که مسير شغلي شما در حال طي شدن می‌باشد. 

مسیر زندگی انسان ها - مسیر شغلی انسان ها

چه اگر قرار است تازه شغل خود را شروع كنيد و چه در حال انجام آن هستيد، جايي در پس یا پیش ذهنتان،‌ يك نقشه از «برنامه هاي شغلي» قرار دارد. ما مي‌توانيم افراد نقشه به دست را، در سه دسته بزرگ قرار بدهيم كه هر كدام از آن‌ها در رودخانه، در تالاب، بر كرانه ساحل استاده‌اند و هر مرحله از بزرگسالي را به خوبي نشان می‌دهند. يك گروه از افراد به نقشه نگاه مي‌كنند و يك علامت سؤال بزرگ و استرس آور را پیش روی خود مي‌بينند: 

اين‌ها كساني هستند كه درباره‌ی مسير شغليشان دو دل هستند. به آن‌ها گفته شده كه به دنبال علايقشان بروند، اما آن‌ها نسبت به هيچ چيزي علاقه خاصي در خود احساس نمي‌كنند. به آن‌ها گفته شده تا اجازه بدهند استعدادهایشان آن‌ها را هدايت كنند؛ آن‌ها واقعا مطمئن نيستند در چه چيزي استعداد دارند .آن‌ها شايد احساس كنند كه در گذشته  جوابي داشته‌اند؛ اما هم‌اکنون تغيير كرده‌اند و ديگر مطمئن نيستند چه كسي هستند و به كجا مي‌روند. 

بعضی از مردم، در مسیر، يك فلش راهنمای واضح و مشخص مي‌بينند. اين فلش، راهي را نشان مي‌دهد كه آن‌ها اطمينان دارند درست است؛ اما پاهايشان را در حال رفتن به سمت ديگري مي يابند. اين افراد با يكي از متداول‌ترين منابع بدبختي بشر زندگي مي‌كنند: مسير شغلي كه آن را در قلب خود مي‌دانند، اشتباه است. 

دسته‌ی سوم، خوش شانس‌ها، احساس مي‌كنند كه مي‌دانند مي‌خواهند به كجا بروند و باور دارند كه به سوي همان مسير قدم برمي‌دارند. 

اما حتي اين دسته از افراد هم بايد بايستند و از خودشان بپرسند: «دقيقا چه كسي اين فلش را كشيده‌است؟ آيا واقعا من اين را كشيده‌ام؟» پاسخ می‌تواند گيج كننده باشد. مطمئنم تمام اين افراد مي‌توانند از يه لحظه تفكر به مسير شغلشان بهره ببرند. حال كه شما ديد تازه‌اي به نقشه شغليتان پيدا كرده‌اید، آن را كنار بگذاريد؛ بدون توجه به اينكه چه فلشي ممكن است روي آن باشد يا نباشد. 


 

 

 

مطالب مرتبط

پربازدیدترین

نظرات ( 0 )

نظر شما